خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جدا از طره اش حال دلم دانی چسان باشدهمان حال دل مرغی که دور از آشیان باشد
۲
درون دل از آن رخسار روشن گشت این معنیکه در هر ذرهٔی خورشید تابانی نهان باشد
۳
کشید از مسجدم بیرون صنم نام صمدروییکه طاق ابروی او قبلهٔ کروبیان باشد
۴
به رنگ زرد من چون غنچهٔ گل خندد و گویدمرنج از من که این خاصیت از آن زعفران باشد
صفحهٔ ۱ از ۲