خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانیرسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی
۲
کرشمهٔ تو ز بس باشدش برای اجابتدعای زیر لب اندر میان آه نهانی
۳
تو خوش نشسته به تمکین و حسن از تو نهفتهبه جلوه بهر فریبم به جلوهگاه نهانی
۴
چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنهعتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی
صفحهٔ ۱ از ۲