شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلدار ما به درد دل ما نمی رسدیا هیچکس به درد کسی وا نمیرسد
۲
دردا که درد ما مرض بی طبیبی استمردیم و این مرض به مداوا نمیرسد
۳
کون از فساد محتضر است و علاج آنجایی بود که دست مسیحا نمیرسد
۴
پامال شد جهانی از آن‌ها که در حیلابلیسشان به گرد کف پا نمیرسد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth