شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار بار به خون جگر طهارت کردکه تا جمال تو را چشم من زیارت کرد
۲
چه فتنه‌ای تو ندانم که چشمت از مردمبه غمزه دین و دل و عقل و هوش غارت کرد
۳
بگفتمش به کجا اهل دل سجود آرندبه ابروان چو محراب خود اشارت کرد
۴
بگفت عاقبتت می‌کشم به خون یاربغمش مباد که شادم از این بشارت کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth