خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دل چو یاد لعل لب یار بگذردگویی مسیح بر سر بیمار بگذرد
۲
صد داغ لاله را بنهد روی داغ اگرروزی بباغ آن گل بی خار بگذرد
۳
یکبار هر که بنگرد آن روی دلربااز جان و دین و دل همه یکبار بگذرد
۴
چشم یقین گشا و رخش بی گمان ببینحیفست عمر جمله به پندار بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳