شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد دو طره ات بدلم چون درون شودسررشتهٔ دو عالمم از کف برون شود
۲
زان صاد چشم و میم دهن مد ابروانما را رواست گر الف قد چو نون شود
۳
موی سیه سفید شد و عشق من فزودثابت شد اینکه حرص بپیری فزون شود
۴
تا صاف نیست قلب تو با موسی زمانقبطی وش آب نیل بکام تو خون شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth