خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست ساقی ز سر آب عنب میگذردهر که شد محو مسبب ز سبب میگذرد
۲
بر در پیر مغان چون گذری حرمت نهچون که جبریل در اینجا به ادب میگذرد
۳
چون کند جلوه حقیقت نبود جای مجازصبح روشن چو دمد ظلمت شب میگذرد
۴
قفل گنجینه اسرار بود لب آریسر شود فاش زمانی که ز لب میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲