خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوخی به همه خلخ و فرخار نباشدکاندر بر تو با همه فر خوار نباشد
۲
از سبحه و زنار بود زلف تو مقصددر دیر و حرم غیر تو دیار نباشد
۳
چون دیده ببندم توام اندر دلی و بسچون باز کنم جز تو پدیدار نباشد
۴
روی تو بهر دیده پدیدار و لیکنهر دیده ترا قابل دیدار نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳