شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ملک وجود آنچه که از خاک برآیدآن به که عدم گردد و از تاک برآید
۲
خورشید فلک تیره شود روز جهان شبگر دود دل من سوی افلاک برآید
۳
یکتن ز همه خلق جهان زنده نماندآن روز که شمشیر تو بی باک برآید
۴
مقتول خم ابروی تو روز قیامتاز زیر لحد با دل صد چاک برآید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth