خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چندانکه سیل دیده من بیشتر شودزان بیش آتش ستمش شعله ور شود
۲
گفتم دلش به آه گدازم ولی مدامسختی بر آن فزاید و این بی اثر شود
۳
دوران هجر دلبر و ایام عمر منآن هی طویل گردد و این مختصر شود
۴
از پا روم به مدرسه وز سر بمیکدهکان راه طی بپا ولی این ره بسر شود
صفحهٔ ۱ از ۲