شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دل به ‌امیدی پی دلدار برآمدزان جمله دل من پی دیدار برآمد
۲
حالی همه جا مینگرم طلعت او راصد شکر که کام دلم از یار برآمد
۳
برگوش من آن زمزمه از جمله اشیاءآید که ز منصور سر دار برآمد
۴
بر در قدم یار بیفکندم و صد شکرکز دست من دلشده این کار برآمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth