خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکش زارم چه دایم حرف از آزار میگوییتو خود آزار من کن از چه با اغیار میگویی
۲
رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسینچو من یک حرف گویم، گوییم بسیار میگویی
۳
تغافل میزنی گر یک سخن صد بار میگویمو گر گویی جوابی روی بر دیوار میگویی
۴
حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرمپس از عمری که حرفی با من بیمار میگویی
صفحهٔ ۱ از ۲