خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از برای خاطر اغیار خوارم میکنیمن چه کردم کاینچنین بیاعتبارم میکنی
۲
روزگاری آنچه با من کرد استغنای توگر بگویم گریهها بر روزگارم میکنی
۳
گر نمیآیم به سوی بزمت از شرمندگیستزانکه هر دم پیش جمعی شرمسارم میکنی
۴
گر بدانی حال من گریان شوی بیاختیارای که منع گریه بیاختیارم میکنی
صفحهٔ ۱ از ۲