خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه صحبت ز فراق وز وصالش دارندعمر خود صرف جهانی بخیالش دارند
۲
همه جویندهٔ آن جان جهانند ولیاهل دل بهره ز دیدار جمالش دارند
۳
خم از آن قامت عشاق بود کاندر دلحسرت ابروی مانند هلالش دارند
۴
رنجه از رنج و ملال غم عشقش نشوندنظر آنانکه بغنج و بدلالش دارند
صفحهٔ ۱ از ۳