خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس از آن زلف و از آن خال نیارد دم زدکه یکی راه ز شیطان و یکی ز آدم زد
۲
خلق از مؤمن و کافر همه مفتون ویندغمزه اش راه دل محرم و نامحرم زد
۳
عقل بگذاشت بسی قاعده در کار ولیعشق غالب شد و آن قاعده ها بر هم زد
۴
چه کند گر نزند دم ز انا الحق منصورکه خدابین نتواند دگر از خود دم زد
صفحهٔ ۱ از ۳