خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رودموج اگر آید بساحل باز در دریا رود
۲
زشت باشد عقل را کردن مطیع نفس دونحیف بینایی که در دنبال نابینا رود
۳
ای توانا دستگیر ناتوان شو در بلادست مسئول است هر جا خاری اندر پا رود
۴
پرمنال از غیر در خود بین و در کردار خودآری آری هر جفا بر ما رود از ما رود
صفحهٔ ۱ از ۲