خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خمر طرهٔ طرار کمند اندازشدل چنان رفت که در خواب ندیدم بازش
۲
خواهی ار حال من و یار بدانی اینستاو بخون پیکر من میکشد و من نازش
۳
چرخ را بیضه وش آورده بزیر پر خویشمرغ دل تا بهوای تو بود پروازش
۴
هست تفسیر شکر خندهٔی از لعل لبتمیرود هر سخن از عیسی و از اعجازش
صفحهٔ ۱ از ۳