شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گردنش آویخته گیسوی بلندشیا گردن خورشید درآمد بکمندش
۲
رخ آتش و آن خال سیاه است سپندشتا آنکه حسودان نرسانند گزندش
۳
شکرستان لبش رسته خط از مشکیا ریخته آن قند دهان مور بقندش
۴
دارم عجب ای دل که بدین کوتهی بختخواهی ببری راه به بالای بلندش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth