شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارضکند ز شرم تو ماه فلک نهان عارض
۲
بهر کجا گذرم شرح عارض تو بودبحالتی که ندادی بکس نشان عارض
۳
شگفت نیست گر از آسمان بخاک افتدنمائی ار تو بخورشید آسمان عارض
۴
بدیده روز مرا همچو شام تار کنیدمی که زلف پریشان کنی بر آن عارض
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth