خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیمامروز عجب نیست که پیمانه کشیدیم
۲
در حشر چو پرسند ز کردار بگویمعمری همه را ناز ز جانانه کشیدیم
۳
دیدیم چو زنجیر سر زلف بتان رافریاد و فغان از دل دیوانه کشیدیم
۴
از طره اش آرند بما تا خبر دلمنت ز صبا گاه وگه از شانه کشیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲