شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر و جان داده گدای در میخانه شدیمرایگان لایق این منصب شاهانه شدیم
۲
یار در خانهٔ دل بود و نمی‌دانستیمشکرُ لله که کنون محرم این خانه شدیم
۳
عجبی نیست که بیگانه شویم از همه خلقما که از خویش به‌سودای تو بیگانه شدیم
۴
سنگ طفلان به‌سر خویش خریدیم آنروزکز غم زلف چو زنجیر تو دیوانه شدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth