خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بدام تو من ای جان جهان افتادمکرد عشق تو ز قید دو جهان آزادم
۲
هر قدر درس کهام وخته بود استادمالف قامت رعنای تو برد از یادم
۳
تا چو طوطی همه جا شرح دهم قند لبتاز خیال رخت آئینه ببر بنهادم
۴
نشنودم پند کسان گر همه باشد پدریمن بروی تو صنم عاشق مادر زادم
صفحهٔ ۱ از ۴