خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانمچه کنم در کف دیوانه فتاده است عنانم
۲
چون غم عشق تو ایدوست بپوشم که بمردمچشم خوبنار همی فاش کند راز نهانم
۳
همه جا خلق بانگشت نمایندم و شادمکه بدیوانگی عشق تو مشهور جهانم
۴
نه عجب باشد اگر بی تو من ایجان نه صبورمکه توئی قوه دل نور بصر راحت جانم
صفحهٔ ۱ از ۳