خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانمروم در مستی و داد دلی از گریه بستانم
۲
نه از شوق بهشت و نی ز خوف دوزخم گریانخدا داند بود از بیم هجر دوست افغانم
۳
گلستان خیالم را رسیده فصل فروردینگهی چون ابر گریان و گهی چون غنچه خندانم
۴
فتادم تا بدام زلفش از خود نیستم آگهولی اینقدر میدانم سیه روز و پریشانم
صفحهٔ ۱ از ۳