خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در گرانمایه وای یار یگانهدریای غمت را نبود هیچ کرانه
۲
در فکر دهانت شدهام هیچ بدانسانکز من نبود غیر سخن هیچ نشانه
۳
تو روی متاب از من دلخسته که سهل استبیداد فلک طعن عدو جور زمانه
۴
گر نیست سر زلف تو مقصود چه حاصلاز سبحه صد دانه و از ورد شبانه
صفحهٔ ۱ از ۳