شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۳۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را چو از عدم بوجود اوفتاد راهپنداشتیم دار فنا را قرارگاه
۲
آغازمان برفت ز خاطر دوصد فسوسانجاممان به یاد نیاید هزار آه
۳
باری چو هست اول و آخر اله و بسمائیم از اله روان جانب اله
۴
نک در رهیم و هر نفس ماست یکقدمطی منازلست شب و روز و سال و ماه
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth