خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشتیم پی یار نکو هر سر کوئیمانند تو ای یار ندیدیم نکوئی
۲
شد چاک دل از خنجر ابروی تو ترکاآنگونه که دیگر نپذیرفت رفوئی
۳
تا سجده گهم طاق دو ابروی تو آمدجز خون جگر نیست مرا آب وضوئی
۴
گیسو بنما تا زکف شیخ و برهمنزنار بسوئی فتد و سبحه بسوئی
صفحهٔ ۱ از ۳