شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۴۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم تو می‌نماید چون آهوی تتاریاما به صید دل‌ها شیری بود شکاری
۲
رشک آیدم چه بر خاک ای سروقد نهی پایخواهم که پای خود را بر چشم من گذاری
۳
ناصح که منع من کرد از عشق روی خوبانپنداشت عاشقی هم کاری است اختیاری
۴
در خیل نازنینان چون یار ما که داردزلفی بدین سیاهی چشمی بدین خماری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth