خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۴۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاریاز چه دایم تیره بختی از چه هر شب بیقراری
۲
گر نه عشق آن گل رخساره ات افتاده بر دلچون دل من از چه رو ای لاله دایم داغداری
۳
گر درآید در چمن آن سرو گل رخسار روزیبا قدش ای سرو پستی با لبش این غنچه خواری
۴
عذر خواهم از خطای رفته ای گیسوی جانانخواندهام کر عنبرت یا گفتهام مشک تتاری
صفحهٔ ۱ از ۲