شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی تو هست موسی و چشم تو سامریکاندل برد بمعجزه و این بساحری
۲
پیش رخ تو ای مه بی مهر مهر راباشد همان بها که بر مهر مشتری
۳
ما را نمود زلف تو تسخیر ای عجباز مار کس ندیده بعالم فسونگری
۴
باشی اگر تو با همه خوبان بیکدیاردر آندیار کس نکند جز تو سروری
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth