شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو مرغ گلشن قدسی نه در خور قفسیقفس‌شکن که به گلزار قدس بازرسی
۲
تو را که بر سر طوبی است آشیان آخردر این چمن ز چه پابست مشت خاروخسی
۳
اگر شه زمنی یا گدای گوشه‌نشیندمی که مرگ درآید نگویدت چه کسی
۴
ز پادشاه توانا به وقت لهو و لعبنترسی و متزلزل ز ناتوان عسسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth