خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۵۲ - حکایت
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدستم که لقمان نکو نامبمردم بیطمع دادی همی وام
۲
کسی صد درهم از وی وام کردیبه پیش خود خیال آن خام کردی
۳
که رهن و حجتهی چون نیست در کاربه لقمان باز ندهم نیم دینار
۴
چو این اندیشه کرد از ناتمامیزوی گم گشت درهم های وامی
صفحهٔ ۱ از ۴