شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۶۳ - حکایت

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت درویشی شبانگه با مریدخیز و رو از حجره بیرون ای سعید
۲
بارش ار می‌بارد از ابر مطیرخار و خس از ناودانها بازگیر
۳
گربه‌ئی ناگه ز در‌ آمد درونآن مریدک گفت هان ای ذوفنون
۴
گربه گر بارید باران تر بدیکی چو زاهد خشک پا تا سربدی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth