شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۶۴ - حکایت

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دید مردی را عسس غلتان به خاکنی ز خلق و نی ز رسوائیش باک
۲
زد بدو پائی که بر خیز و بیاهمره من جانب دیوان سرا
۳
گفت اگر من پای رفتن داشتمدر ره مقصود خود بگذاشتم
۴
کی چنین در نیمهٔ ره خفتمیرو به سوی خانهٔ خود رفتمی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth