خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آمد و ز عربده شرمنده رنگ بودمایل به آشتیّ و پشیمان ز جنگ بود
۲
ای حسرت از دلم برو امروز، کان گذشتکاین خوان تنگ عیش بر امید تنگ بود
۳
آخر کبوتر حرم التفات شدمرغ دلم که باز ستم را به چنگ بود
۴
از شیشه صافتر شد و از موم نرمترآن دل که شیشه دل ما را چو سنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۲