شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز من غافل چو گردد از غرور حسن، بد خویمبه تقریبی کنم هر دم سخن، تا بنگرد سویم
۲
ز کوی دوست رفتم از جفای دشمنان، یا ربچه او را بگذرد در دل نبیند چون در آن کویم
۳
حجابش تا نگردد مانع دشنام، هر ساعتبه بزم او حکایتهای گستاخانه می‌گویم
۴
اگر بختم کند یاری که تنها بینمت جاییحجاب حسن نگذارد ترا تا بنگری سویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth