شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۱۶ - در مدح نورنگ‌خان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گلو بینم گر از تیغ شهادت شربتییک دم از عمر به تلخی رفته یابم لذّتی
۲
همچو مرغ نیم بسمل در میان خاک و خوننیم جانی دارم و از وی ندارم راحتی
۳
چون به این آسودگی در عمر خود کم بوده‌اندکشتگان تیغ او دارند هر یک حسرتی
۴
گاه قتلم از حسد بگرفت دشمن دست دوستباز در صد محنتم افکند و دارد منّتی
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth