→ دیوان اشعارمیلی
میلی
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - در مدح ابراهیم میرزای صفویبه سینه تیری ازان غمزه خوردهام کاری←شمارهٔ ۲ - در مدح ابراهیم میرزاحسرتی نیست جز این در دلم از ناز و نعیم←شمارهٔ ۳ - در مدح ابراهیم میرزاعید آمد و صلای می خوشگوار داد←شمارهٔ ۴ - در مدح خان احمد گیلانیرسید فتنهگر من به کینه تیزآهنگ←شمارهٔ ۵ - در مدح حضرت علی(ع)صیدافکن بلا چو هوای شکار کرد←شمارهٔ ۶ - در مدح بهروز محمّدنو بهار است و جهان حلّهٔ خضرا دارد←شمارهٔ ۷ - در مدح بهروز محمّد و تهنیت ولادت فرزند اوای بخت، شب تیرهٔ غم را سحر آمد←شمارهٔ ۸ - در مدح حضرت امام رضا علیهالسّلامچنان حرارت خورشید، باز شد جانکاه←شمارهٔ ۹ - در مدح نورنگ خانعجب عجب که شب غم به صبحگاه رسید←شمارهٔ ۱۰ - در مدح ابراهیم میرزااز کجا میرسی ای پیک صبا کز پی هم←شمارهٔ ۱۱ - در مدح نورنگ خانشبی چو حلقهٔ گیسوی لعبتان چگل←شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابراهیم میرزاشبی در سیاهی چو روز مصایب←شمارهٔ ۱۳ - در مدح حضرت علی علیه السّلاممرا به سینه چو شمعیست جلوهگر آتش←شمارهٔ ۱۴ - در مدح نورنگای شراب خوشدلی از جام دوران یافته←شمارهٔ ۱۵ - در مدح نورنگ خانآن گل که رفت و داغ جدایی به جان نهاد←شمارهٔ ۱۶ - در مدح نورنگخاندر گلو بینم گر از تیغ شهادت شربتی←شمارهٔ ۱۷ - در مدح اکبرشاهآنچنان گرم شد از تاب هوا، آب روان←شمارهٔ ۱۸ - در مدح ابراهیم میرزاعشق چنین بینصیب، حسن چنین بیوفا←شمارهٔ ۱۹ - در مدح سلطانحسینمیرزاخوش آنکه جان به خاک در دلستان دهد←شمارهٔ ۲۰ - در مدح بهروز محمّدزبان چگونه کند شکر ایزد متعال←شمارهٔ ۲۱ - در مدح بهروز محمّدای قافلهسالار، غمت راه عدم را←شمارهٔ ۲۲ - ممدوح شناخته نیستغمکدهٔ چشم را، دیدهٔ گریان شکست←شمارهٔ ۲۳ - در مدح حضرت امام رضا علیهاسّلامخوش آنکه جان شده قربان چشم غمزهزنش←شمارهٔ ۲۴ - در مدح ابراهیم میرزازهی گرم از تو بازار جدایی←شمارهٔ ۲۵ - در مدح بهروز محمّددرآ در بوستان ساقیّ و بگشا غنچهسان شیشه←شمارهٔ ۲۶ - در مدح نورنگخانبه طرف مه چو سلاسل ز مشک ناب انداخت←شمارهٔ ۲۷ - در مدح نورنگخانکدام است آن حقهٔ سیم پر زر←شمارهٔ ۲۸ - ممدوح شناخته نیستای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته←شمارهٔ ۲۹ - در مدح صدر دیوان نجفللّهالحمد که دارم به کف از بحر شرف←شمارهٔ ۳۰ - درمدح قطبالّدین محمّد خانروز عیدم یار اگر قربان کند←شمارهٔ ۳۱ - ممدوح شناخته نیستبر صفحه زمین، الف قدّ پُر دلان←