خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۷ - در مدح اکبرشاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچنان گرم شد از تاب هوا، آب روانکه پر از آبله، مانند صدف شد سرطان
۲
همچو دود دل عشّاق، شرربار شودابر امروز اگر آب برد از عمّان
۳
گل رخسار بتان را عرقآلود ببینکآتش از تاب حرارت شده در آب نهان
۴
چون سپند سر آتش، به زمین قطرهٔ آبگر رسد، برجهد از جا و درآید به فغان
صفحهٔ ۱ از ۲۸