خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۵ - در مدح بهروز محمّد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درآ در بوستان ساقیّ و بگشا غنچهسان شیشهکه زنگ از غنچهٔ دل میبرد در بوستان شیشه
۲
به قصد جان مخمورم غمی از هر کنار آیدمعاذاللّه چه سازم گر نیاید در میان شیشه
۳
دل اهل محبّت را عجب گر نشکند چشمشکه پرزور است می، بیباک ساقی، ناتوان شیشه
۴
ز جسم لاغرم خونابهٔ دل آشکارا شدکجا هرگز تواند داشتن می را نهان شیشه
صفحهٔ ۱ از ۱۱