شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۲۶ - در مدح نورنگ‌خان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به طرف مه چو سلاسل ز مشک ناب انداختهزار سلسله در پای آفتاب انداخت
۲
گزند تا نرسد بر گلشن ز تاب نگاهچو غنچه بر گل رو، پردهٔ حجاب انداخت
۳
چنان ز یک نگه گرم او شدم بی‌تابکه بر من از مژه صد ناوک عتاب انداخت
۴
شوم هلاک سوال محبّت‌آمیزشکه هر زمان گره از شرم در جواب انداخت
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth