شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب بی‌خبرم حرف فراقت به زبان رفتگوشم به خروش آمد و هوشم به فغان رفت
۲
روید چو ز خاکم جگر پاره بهاراندانند که بر ما چه ز بیداد خزان رفت
۳
ز آن غنچه طلب نکهت همت که لب خویشنالوده به یک خنده ز گلزار جهان رفت
۴
بیهوده درین بادیه مشتاب که از شوقنقش قدم کعبه روان هم پی‌شان رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth