خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خواب آن چشم شهلا برنخیزدکه از هر گوشه غوغا برنخیزد
۲
قیامت سوزد از سوز دل منمگر این کشته فردا برنخیزد
۳
جهانسوز آتشی را دل سپندستکزو جز دود سودا برنخیزد
۴
نیابد در دل امیدی که حسرتپی تعظیمش از جا برنخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲