شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بودهر نگه را دامن لخت دلی در چنگ بود
۲
برگ برگ گلشنم در خون حسرت می‌طپیدبانگ بلبل با نوای گل به یک آهنگ بود
۳
گلشن از ظلم صبا بشکفت ای بلبل بنالیاد آن روزی که هر سو غنچه‌ای دلتنگ بود
۴
آسمان سنجید با یوسف دل‌آشوب مرادر ترازو زین طرف خورشیدوازان سو سنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth