خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیرگیرم که جمله دوست شوی در طلب بمیر
۲
شو محو آفتاب سراپای همچو روزور طاقت نظاره نداری چو شب بمیر
۳
دم درکش و ز حیرت خاموش گیر پنددر سینه گو نفس به تمنای لب بمیر
۴
از جام درد باده عمر ابد بنوشروزی هزار بار ولی بیسبب بمیر
صفحهٔ ۱ از ۲