خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرت بود جگری سوختن ز داغ آموزورت هوای شکفتن بود ز باغ آموز
۲
چو روزگار شود تیره بر تو روشن شوطریق ما ز گهرهای شب چراغ آموز
۳
به نکهتی ز گلستان دهر خرم باشتو کیمیای قناعت هم از دماغ آموز
۴
فروش جسم و ز بازار شعله جان بستانوگر ندانی این شیوه از چراغ آموز
صفحهٔ ۱ از ۲