خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرمور خون جگر باده شود جام نگیرم
۲
بادم که به گل نیست مرا تاب نشستندر باغ درون آیم و آرام نگیرم
۳
از بس که مرا داغ تو با برگ و نوا ساختعمر ابد از آب خضر وام نگیرم
۴
کوته نظرم گرنه چو خورشید جمالتفیض سحر از قافله شام نگیرم
صفحهٔ ۱ از ۲