شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشملب گل می‌مکم و خون جگر می‌نوشم
۲
جلوه نخل مرادم نفریبد هرگزگر همه شعله شود در هوس آغوشم
۳
خسم و فرقت بی‌برگی وی سوخت مراخرقه شعله در آتشکده تا کی پوشم
۴
زخم ناسورم و از دولت حیرانی دوستسالها شد که پرستار لب خاموشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth