شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایمچون سایه ز آفتاب طرب بر کرانه‌ایم
۲
چون زلف بس که مست پریشانی خودیمدر بند یک خرام نسیم بهانه‌ایم
۳
بر مصر دام و شهر قفس کم گذشته‌ایمما مرغ روستایی این آشیانه‌ایم
۴
بوسیم دست و پای چه دشمن چه دوست رادر دیر و کعبه هم در و هم آستانه‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth