خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نعش من برند برون از سرای منمحنت برهنه پای دود از قفای من
۲
من ذرهای سرشته ز هیچم نه آفتابتا پوشد این خرابه سیه در عزای من
۳
در دوزخ افکنید به حشرم که کرده استبا استخوان سوخته عادت همای من
۴
آن کعبهام که خشت و گلم حسن میکشیدروزی که مینهاد محبت بنای من
صفحهٔ ۱ از ۲